صبح روز چهلم

 
تو از کرانه گفتی من بی بهانه باریدم

و من چه غریبانه ساختم با بی ترانگی با بی دلی سالهای بعد از تو

بعد از تو هر چه چشمه کشیدن سراب شد

ای وای عشق

ای وای عشق

و امروز من میزبان توام و تو میزبان من

دشت مثل چهل روز پیش نیست سالار

و همان آدم قبلی

این دشت حالا عطر تو را می دهد

اما من بوی بی تو بودن را

حالا منم و صبح روز چهلم

 
ادامه نوشته

تو رو خدا منم شادما موقع امتحانا نشستم بس والیبال ببینم هی بازی سایپا رو نشون نمی دادن باز خدا خیر بده این رادیو رو که می گفت منم با شوق و ذوق می شستم د گوش کن دور رفت هم که تموم شد سایپا هم که خدارو شکر صدر نشینه بترکه چشم حسودا که نمی تونن صدر نشینیه سایپا رو با وجود...ببینن.

آخه یکی نیست بگه الانم وقت والیبال دیدنه ولی والیبالی ها رو دعوت کردن تی وی تو ادامه مطلب همه چی هست:

 

ادامه نوشته

خداحافظ تا آخر دی

آخرم فصل امتحانا اومد و من تازه فهمیدم ا چه جالب این کتابایی که این ور اونور اتاق افتاده بودن واسه خوندن بودن دیگه اینم از مشکلات منه بدبخته تورو خدا یه دعایی واسه من بکنین راستی امتحاناتم تموم شه بازم سری میزنم

 

به شعر زیر توجه فرمایید:

 

مغز ما اکسید گشت وسوختیم               بس که شیمی و فیزیک آموختیم

گر بخوانی20باراین زیست را             باز هم هرگز نبینی بیست را

قلبم از دیفرانسیل غمگین شده              بس که فرمول دارد وسنگین شده

تا مدیر ما زند زنگ خلاص        با شتاب نور گریزم از کلاس!!!

 

گلی  به جمالتون بای بای

انسان های بزرگ دو دل دارن:دلی که درد می کشد ولی پنهان است،دلی که می خندد وآشکار است.

خدا

یه داستان که اگه تو ایام امتحانا بیکار بودین برین بخونین...
ادامه نوشته